به انتظار نبودی، ز انتظار چه دانی؟
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 7:27
می ترسیم از رفتنش و نمیدونیم آدمیزاد عادت میکنه کم کم . میشه کسیو از یه وقتی به بعد دیگه نبینیم ، یه جایی بزرگش کنیم ، مهمش کنیم ، خودِ خودِ عشقش کنیم ، باهاش زندگی کنیم و براش بمیریم . یه جایی مثِ وسطای گلو یا قلبت .
مسخ
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:55
من به پایان ، دِگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست :))
far far away
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:55
مامان عصبانی بود و میگف عادت نکن به این چیزا و خواستم بگم من بیست ساله که بد عادت شدم . بیست ساله دلم گرم نشده با چیزی و راهمو کج کردم سمتِ رویاها و خوابای ندیده . سمتِ قصه های قرمزی با آدمای خوبِ توش . سمتِ همه یِ کسایی که نیستن و نبودن هیچ وقت . آدمایی که بال داشتن و از یه سیاره دیگه اومدن ، فرشته...
چه عاشقت بود و باز میخواست ترکت کند. همیشه هر دو، با هم.
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:55
یه چیزایی هیچ وقت عوض نمیشه . ینی هر چقدرم برگردی به نقطه ی اولت و هی دست و پا بزنی که درستش کنی، هر چقدر بخوای ، هرچقدر واقعا بخوای ،نمیشه . یه چیزایی یا از اولش باهات هستن ، یا تا آخرش هیچ وقت پیداشون نمیکنی .
دردِ عشقُ کی میدونه؟
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:55
یه آدمایی تو زندگی ِ ماها رسوب می کنن. ممکنه حتی رابطه ی چندانی هم نداشته باشیم با هم یا از آخرین دیده شدنش هزار سال بگذره اما Ghost اونیه که انگاری همیشه یه جایی هست . گاهی خیلی دور ، گاهی خیلی نزدیک . همیشه هست ولی بودن و نبودنش نمودِ بیرونی نداره خیلی انگار. فقط حسش میکنی ، یه جور دوریِ غم داری ک...
Last Evening Of Earth
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 3:02
[unable to retrieve full-text content at fenj.ir]بهترین و عزیز ترین دوستِ دنیا از شهرِ ما رفت ...
زندگیِ پیشِرو
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 3:02
فروغ و رومن گاری ایمان نگریخته هنوز ، چیزی دارم که « شبیه هیچ چیزِ دیگه ای نیست و کمی عجیبه » و امیدوارم بتونه کاری کنه . + اَنیـس ; ۸:۳۳ u200eب.ظ ; ۱۳٩٦/٦/٢۱ نظرات ()
کمالِ اخراجیِ من
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 3:02
به حدی از کمال رسیده پرشین که کلا آمارمو بسته ،بُرده رو یه وبلاگ دیگه . هر پستیم بذارم نمیاد و آرشیومم همه ی ماه ها براش مرداده . برای اینکه پستم بیاد باید دو بار قالب عوض کنم و یه بار پسوورد ! باز بیشتر از پرشین منم که به کمال رسیدم ، چون این هفت خانو رد میکنم که اینجا بنویسم
زندگی موازی
-
تاریخ: 1396/6/20 ساعت: 20:19
چیزایی هست که آدم تا آخرِ دنیا نمی تونه بفهمتشون . مث تنفرِ کسی که وانمود می کنه دوستته . یا عشقِ کسی که خیلی ازت دوره و انتظارشو نداری . مث دختری که از خوب بودن خالیه چون تو عاشقِ آدم بدی شدی. که به خاطر ِ نبودنت متوقف شده سال ها ، و نمی بخشتت هیچ وقت.
ever never ever
-
تاریخ: 1396/6/20 ساعت: 20:19
قلب ، درست ترین چیزیه که آدم باید داشته باشه . قلب همون فکر آدمه . نهیبِ آدمه . همه ی چیزِ یه آدمه . من گمان نمی کنم آدمی که نمی فهمه و فکر نداره و عاجزه از پشیزی درک، قلب داشته باشه . قلب همونجاییه که راحتت نمیذاره وقتی با بدیِ تمام ، میدون جنگ به پا می کنی بین چند نفر . قلب همون چیزیه که نمیذاره ا...
نمی خواد ، نمیتونه باور کنه !
-
تاریخ: 1396/6/20 ساعت: 20:19
قلبم می خواد از جاش بزنه بیرون ، بره جایی که راش نمیدن ،به هر دری بزنه ، التماس کنه ، همه چیزوو بریزه بیرون ، بشکنه ، فراموش کنه شکسته ، دوباره و دوباره .
ما درد میکشیم که جوجه کلاغ ها...
-
تاریخ: 1396/6/20 ساعت: 20:19
منی که همیشه دور بودم ، برام فرقی نداشت رفتن یا نرفتنِ کسی . اگه می موندن خودشون خوب بودن . اگه میرفتن کارِ درستو انجام می دادن. همیشه حق با « دیگری » بود و گورِ بابایِ قلبی که صاحاب درست حسابی نداره . من برایِ خودمم ، هیچی نبودم . نه عزیزِ خودم بودم ، نه دوستش داشتم . از یه جایی به بعد خواستم خودمو...
ای ننگ بر او ، مرگ بر آغوشِ شما
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 0:38
این دوره ی سراسر مزخرفو گذروندم قبلا . هرچی که بشه ، هر چی که هست ، هر چقدم که نخوام حقیقتو ببینم و به خودم دروغ بگم ، آخرش یه جایی تلخیش میخوره تو صورتم ... همه چی با هم . هم نبودنش ، هم رفتنش ، هم هیچ وقت نیومدنش ، هم زندگی خوبِ الانِ بدونِ منش .
from the other side
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 6:11
قلب ، درست ترین چیزیه که آدم باید داشته باشه . قلب همون فکر آدمه . نهیبِ آدمه . همه ی چیزِ یه آدمه . من گمان نمی کنم آدمی که نمی فهمه و فکر نداره و عاجزه از پشیزی درک، قلب داشته باشه . قلب همونجاییه که راحتت نمیذاره وقتی با بدیِ تمام ، میدون جنگ به پا می کنی بین چند نفر . قلب همون چیزیه که نمیذاره ا...
I’m always tired but never of you
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 6:11
But I'm empty inside, yeah I'm empty insideAnd I don't want to live, but I'm too scared to die
I wish that shit wasn't so tempting
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:47
خالی بودن همینه که نمیتونم با چیزی که هست کنار بیام . اینه که همیشه فکر کنم شرایط باید بهتر می بود . کسی باید می بود ... که نیست . منم نیستم . من باید اول از همه چیز باشم حداقل برای خودم و نیستم. همیشه هر تیکه م یه وری بوده و زور زدم جم و جور کنم خودمو و نتونستم . اینقد تو کمام که از همه چیر جا موند...
جدا مسخره است
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:47
چیزایی هست که آدم تا آخرِ دنیا نمی تونه بفهمتشون . مث تنفرِ کسی که وانمود می کنه دوستته . یا عشقِ کسی که خیلی ازت دوره و انتظارشو نداری . مث دختری که حتی به خودش اجازه نمیده تو رو آرزو کنه چون میدونه دوسِش نداری ، یا از خوب بودن خالیه چون تو عاشقِ آدم بدی شدی. مث کسی که به خاطر ِ نبودنت متوقف شده سا...
I can see it's Dying
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 1:48
گریز از مرکز من بدبخت تر از اونم که بتونم با دست و پا زدن خودمو نجات بدم . + اَنیـس ; ۱٠:٠۱ u200eب.ظ ; ۱۳٩٦/٥/۱٧ نظرات ()
وقتی نمی تواند دل بکند!
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 16:20
بالاخره این پرشین فلان فلان شده درست شد :))) هر چند تماما منو خورد :|
آن عکسش که بیشتر خندیده است
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 16:20
نباید متوقع بود هیچ وقت . محبت ، دوست داشتن یا حسی شبیه ِ اینا ، چیزیه که آدم تو ذهنِ خودش بوجودش میاره . نگرانِ کسی میشه ، به جای اونم فکر میکنه ، چیزیو که دوست داره میبینه و چشمشو رو همه ی چیزای بدِ دیگه یِ دوستش میبنده . اینقدر تصویر ذهنیشو می پرسته که از خودِ واقعی کسی ، جا می مونه و بعد که تنه